غیبت چندروزه
سلام عزیزدلم...اول بایدکلی ازت معذرت خواهی کنم آخه خیلی وقته به وبلاگت سرنزدم...راستش این مدت خیلی مشغول بودم مامانی....وسط های خردادماه بود که مشغول اسباب کشی بودیم.. . خونه جدیدهم هنوز تلفنش وصل نشده که بخوایم اینترنت بگیریم واسه همین وقتی میام خونه آقاجون باید ازاینترنت خاله زهرا استفاده کنم وبشه به وبت سر زد بازم شرمنده...چندروز پیش هم اتفاق بدی افتاد با آقاجون و عزیز و خاله توراه تصادف کردیم یه موتوری از پشت به ماشین آقاجون زد و رانندش راهی بیمارستان...ولی خداروشکر اتفاق زیادحادی واسش پیش نیومد این چندروز همش فکرمون مشغول بود همش نگران بودیم ولی باز خداروهزارمرتبه شکر که اتفاق بدتر پیش نیومد.. یه خبر دیگه عزیزم این...
نویسنده :
مامان
0:01
عکسهای جدید سبحان جون
سلام عزیزم شرمنده این مدت خیلی دیر به دیر میام عکس واست بزارم آخه یه کم سرم شلوغ شده شما هم که ماشالله خیلی شیطون شدی ...این چندروز همینکه میزارمت زمین زود میری رو شکم... بعضی وقتا هم بدجور بهونه گیر شدی و همش دوس داری بری بیرون...الانم که هوا خیلی گرم شده نمیشه بیرون رفت... ...
نویسنده :
مامان
0:45
سبحان با ایمان جان
عکس آقاسبجان با ایمان(پسرخاله مامان)که قراره بزرگترشدی بهش بگی دایی ایمان..الان وقتی به ایمان میگیم دایی ایمان اینقدذوق میکنه ..عکستوگذاشته رو دراتاقش و همش نگاهت میکنه....خیلی دوستداره مامانی ...
نویسنده :
مامان
15:51
5ماهگی عزیزم
عزیزمامان امروز4ماهگیت تمام شد وارد5ماهگی شدی عزیزم انشا..همیشه سالم باشی فدات شم...عزیزم امروز نوبت واکسن داشتی صبح باعزیزجون بردیمت واسه واکسن اولش خیلی گریه کردی عزیزم ولی بعدکه رسیدیم خونه بهتر شدی الانم راحت گرفتی خوابیدی عزیزم... ...
نویسنده :
مامان
10:18
عکسایدیروز سبحان جان( روز جمعه )
پسرمامانش
امروزغروب باپسری و عزیزجون خاله زهرا با خاله الهه رفتیم خیمه گاه حضرت ابوالفضل(ع)..چندماهه که اینجا دارن خیمه گاه حضرت ابوالفضل رو دارن میسازن..انشالله روزی بشه بریم کربلا و از نزدیک حضرت رو زیارت کنیم عزیزدلم........................ ...
نویسنده :
مامان
23:20









